چیز های کوچکی هستن که باعث تحقیر نمیشن ولی خاطراتی از تحقیر شدن رو به یاد میارن که می تونن به تازگی اولشون آرامش ها و افتخارات رو به آتش بکشن
اگه آدم به خاطر نداشته هاش تحقیر بشه دیوانگی و جنون و حتی انتقام خیلی زود تر از اون چیزی به سراغش میاد که اگه برای داشته هاش تحقیر میشد به سراغش می اومد.
{من یه عامم که اندازه ی خاص مردم می دونم}هه یادم نیست خودم به این نتیجه رسیدم یا یه کی دیگه با من هم درد بوده و این رو گفته.خلاصه هرچی بوده خیلی وقته که داره تو سرم میپیچه و باعث دقیق شدن بی مورد من به هرچیزی شده شاید اگه الان بی خیالش بشم دیگه بعدا نتونم ازش لذت ببرم.این اگه ها برام چاره ای نذاشتن نوشته هام به خاطرشون تیکه پاره شده جمله هام و لباس هام کوتاه بلند شدن
یه بازی قدیمی:اینجا دیگه کشش من رو نداره یا من دیگه کشش اینجا رو ندارم.
ولی با هر داری و نداری ای که باشه من و اینجا با این وضع طاقت هم رو نداریم.
امشب با علی خدا حافظی کردم زلف بر باد مده نامجو رو گوش کردم.البته اون نشنید که ازش خدا حافظی میکنم تا دو ماه دیگه نمی بینمش دو تا آیدیش رو پاک کردم شماره موبایل و شماره خونش رو هم پاک کردم.لینک وبش رو هم از رو وبلاگم برداشتم.اون بود که باعث نوشتن من شد لایق بیشتر از تشکر من هم بود شاید هم خودش می دونست که اینجوریه و چون نمی تونستم جبران کنم ازم دلسرد شد.البته اون کالیبرش بالا تر از این حرف هاست پس من دارم چرت میگم.ولی دوست داشتم علتش همینی بود که خودم می دونم. می خواستم بعدا به جای اینکه الان ازش درد بگیرم،ازش تشکر کنم.می خواستم با آخرین پست این وبلاگ اسم و کار هاش رو پست کنم.
ولی الان که خودش رو تموم کردم دیگه وبلاگم برام تمومی نداره.
تنها تلفیق زنده ی من از ماده و معنا تو این دنیا علی بود.پسری که ورودی این دنیا به یه چشم داشته و یه چشم نداشتش به اندازه ی خروجی آبشار نیاگارا بود،یعنی دقیقا به اندازه قطر بالای کالیبرش
علی،قصد نداری که یه بار دیگه با یه کتاب هفتصد صفحه ای تو سرم بزنی
علی
روزی که گذشته است هیچ از او یاد مکن
فردا که نیامدست فریاد مکن
بر نامده و گذشته بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن
گور پدر دنیا به . . . چپم.. . . چپم درد گرفت انقدر همه چی رو بهش حواله کردم
تو یار بیگانه ای هستی که نامجو میگه
برات هیچ آرزویی ندارم چون بی ظرفیت تر از اونی هستی که اینچیز ها توت بره.کالیبر تو پس واسه چه کوفتی بالاست
یار بیگانه
